بعد از تصویب قانون بازار اوراق بهادار در اول آذر 84 و منسوخ شدن قانون مربوط به سال 1345، دو حوزه نظارت و اجرایی بازار سرمایه از هم تفکیک شدند و مسئولان بورس و اوراق بهادار زمینه تأسیس راهاندازی شرکت سهامی بورس تهران را با سرمایه 15 میلیارد تومانی مهیا کردند تا بعد از پذیرهنویسی، انتخاب هیئت مدیره 7 نفره، ثبت در اداره ثبت شرکت ها، نوبت به مرحله اصلی آن یعنی انتخاب مدیرعامل برسد.
فرایند طولانی انتخاب و معرفی مدیرعامل شرکت تازه تأسیس بورس در شرایطی طی شد که شاید در مهر و آبان سال 85 به ذهن کمتر کسی خطور میکرد که از میان 15 نامزد مورد نظر هئیت مدیره، علی رحمانی با مدرک دکترای حسابداری از دانشگاه علامه به عنوان اولین مدیرعامل شرکت بورس برای 2 سال انتخاب شود.
وی با سوابقی چون مدیر حسابداری صنعتی صنایع دفاع، مدیر شعبه مشهد لیزینگ صنعت و معدن، معاونت مالی و منابع انسانی شرکت پرس ایران و رئیس هیئت مدیره سرمایهگذاری و خدمات مالی پاسارگاد نیک در شرایطی سکاندار شرکت بورس شد که با اقدامات و برنامههای متعدد و با تفکر توسعه بازار سرمایه ، مورد قبول اکثریت مسئولان، کارشناسان و سرمایهگذاران حقیقی و حقوقی شده است.
وی که روزانه 13 ساعت فعالیت می کند میگوید قبل از تشکیل شرکت به عنوان کارشناس بازار سرمایه انتقاداتی به اساسنامه و رویکرد بورس داشتم و در حالی برای تدریس هفتگی به شمال رفته بودم که طی تماسی از سوی یکی از اعضا هیئت مدیره به عنوان مدیرعامل شرکت بورس انتخاب شدم که موجب تعجبم شد اما با مذاکرات به عمل آمده با مسئولان سازمان بورس و اعضا هیئت مدیره و ارائه برنامهها این سمت را قبول کردم و به خانوادهام عنوان کردم که فکر کنید برای دو سال به مأموریت رفتهام.
شروع مدیریت رحمانی در حالی اینگونه آغاز شد که وی معتقد است در بازار مهمی چون بازار های مالی باید تفکرات تنگ نظرانه و مختص عصر کشاورزی را رها کرد و با همدلی و همکاری دست اندرکاران در فکر توسعه اقتصاد کشور و ثبیت جایگاه بازار سرمایه در مناسبات اقتصادی بود.
حال بعد از گذشت 2 سال فرصت مناسبی برای بررسی عملکرد اولین مدیرعامل شرکت بورس دست داده که در این رابطه خبرنگار اقتصادی فارس طی گفتوگوی 85 دقیقهای با رحمانی (که با تکیه بر اساسنامه شرکت بورس عنوان بالاترین مقام اجرایی بازار سرمایه را به عهده دارد ) موضوعات مختلف بورس را بازخوانی کرده که قسمت اول این گفت و گو را میخوانید.
فارس: اگر موافق باشید به دو سال پیش برگردیم که چطور و چگونه و با چه رویکرد و اهدافی مدیریت شرکت تازه تأسیس بورس را به عهده گرفتید؟
رحمانی: از گذشته هم درگیر بازار سرمایه بودم و بعد از انحلال شرکت خدمات مالی و سرمایهگذاری پاسارگاد نیک وارد حوزه مشاوره مالی و مدیریت شدم در آن دوران جلسات ماهیانه ای با حضور برخی مسئولان و کارشناسان بازار سرمایه برگزار میشد. بعد از تصویب راهاندازی شرکت بورس انتقاداتی به اساسنامه و آینده آن داشتم .
آن زمان روزهای چهارشنبه برای دانشگاه بابلسر شروع به تدریس کرده بودم که طی تماسی به من اعلام شد به عنوان مدیرعامل شرکت بورس برگزیده شدهام و باید برای بررسی اساسنامه و برگزاری جلسات مشترک به تهران بیایم که با ابراز تعجب از این برنامه به تهران آمدم و با بررسی کاملتر و جزئیتر مشاهده کردم که اساسنامه شرکت بورس برخلاف نظرات اولیهام چندان بدون مزایا و نقاط قوت نیست و در مقایسه با قوانین دیگر بورسها از محدودیتهای چندانی برخوردار نیست.
برهمین اساس و با تکیه بر اجماع هیئت مدیره شرکت بورس و نظر مساعد سازمان بورس و شناخت رئیس سازمان بورس ( به دلیل اینکه قرار بود مشاور وی شوم) تصمیم گرفتم این سمت را قبول کنم و بعد از این تصمیم به خانوادهام گفتم که برای دو سال مأموریت میروم چرا که میدانستم کار سنگینی در پیشرو دارم.
فارس: از شما طرح و برنامهایی هم خواسته شده بود؟
رحمانی: خیر. اما از قبل بر روی بورس لندن و بورس یورونکست مطالعاتی داشته و به هنگام حضور در جلسات اولیه مدلی از شرکت بورس داشتم و احساس کردم که می توانم در فضای موجود کار کنم.
فارس: نسبت به برنامه های اولیهتان الآن چند درصد به آنچه میخواستید رسیدید؟
رحمانی: من مطمئن بودم که موفق میشویم به طوری که کارها و تدریس در دانشگاه را رها و بر روی کار تمرکز کردم . سال 83 مقالهای بنام جراحی در تالار شیشهای را نوشتم که جوابی بود به غبارروبی در تالار شیشهای دکتر عبدو. آنچه مدل من بود همان را استفاده کردم و همان حرف ها را که چاپ شد کار کردم براین اساس یک مدل مفهومی نوشتم که باید سهممان در تأمین مالی اقتصاد کشور افزایش یابد.
فارس: سهم بازار در تامین مالی اقتصاد در گذشته چند درصد بود و به چند درصد رسیده است؟
رحمانی: خیلی فاصله داریم . اعتقاد داشتم ارزش بورس باید دو برابر شود و 40 هزار میلیارد تومان دیگر افزایش یابد و به حدود 77 هزار میلیارد تومان برسد اما از آن زمان تاکنون ارزش بورس هنوز 5/1 برابر هم نشده و به حدود 67 میلیارد دلار رسیده است در حالی که اگر نقدینگی باشد میشود تا پایان سال 10 هزار میلیارد تومان دیگر هم به ارزش بورس افزوده شود چراکه دانش و تجربه و پشتکار جواب میدهدو همکارانم خیلی کار کردند.
یک زمانی احساس میکنم دچار بیماری "بیتر" شدیم بیتر یعنی صلاحیت به بیصلاحیتی یعنی قرار دادن آدمی که صلاحیت دارد و در جایی قرار می گیرد که بیصلاحیت شود.
همان سالی که مدیریت شرکت بورس را به عهده گرفتم بلافاصله سراغ شرکتها رفتیم و رویکردمان این بود که به جای اینکه دیگران (شرکت ها) سراغ ما بیایند ما سراغ آنها برویم.براین اساس به شرکتها نامه زدیم ، کار گروه تعیین کردیم، مسائلشان را حلوفصل کردیم. خیلی جلو رفتیم به طوری که اگر بانک ها الآن شروع می کردند ماه های مدید برای واگذاری آماده نمیشدند که خوشبختانه مورد استقبال قرار گرفتیم.
از سوی دیگر در حوزه کارگزاران براین باور بودم که باید اجازه داده شود که این گروه کارشان را انجام دهند و یعنی نوعی تحول .
ما به کارمان ایمان داشتیم و به جای آزمون و خطا کار کارشناسی انجام دادیم و اعتقاد شدید به مدل علمی و تصمیمگیری داشتیم. از تجربه دنیا استفاده کردیم. مطالعه کردیم. عملگرا بودیم نه رویایی. براساس شرایط ، مدل را تعدیل کردیم چرا که پشتوانه علمی وجود داشت.
به منابع انسانی و آموزششان اهمیت دادیم. در بورس نیروی انسانی حرف اول و آخر را میزند لذا به سلامت سیستم فکر کردیم. سعی کردیم سیستم پرداخت و محیط کار را رضایت بخش کنیم به عنوان مدیرعامل برای کارشناسان شرکت بورس وقت گذاشتم و هنوز هم اینگونه ام.
احترام به مردم بحث اساسی است و اینطور نیست که فکر کنیم ما از بقیه بیشتر میفهمیم بر همین مبنا دیدگاه و کمک دیگران را مورد توجه قرار میدهیم.
فارس: زمانی که آمدید چه موانع اساسی داشتید و آبشخور فکریتان چه بود؟
رحمانی: هیچوقت مانعی را احساس نکردم و همواره اعتقاد داشتم که برنامه ای را باید طراحی و اجرا کرد چون ذات کار این است که به هنگام کارکردن باید تحلیل های میدانی درباره نیرو ها وجود داشته باشد و طی آن نیروهای مخالف و همراه را شناسایی کرده و نیرو های مخالف را همراه کرد . اینها طبیعی است. با مذاکره و مطالعه و صبر مسائل را پیش بردیم وتقریبا" به خیلی از اهدافمان رسیدیم اما خیلی از ایدهآلها هم عملی نشد مثل پژوهشکده بازار سرمایه و مرکز مالی ایران که اگر الان وجود داشتند شاید وضعیت بهتری ایجاد می شد.
درباره آبشخور فکری ام هم باید بگویم که برای فعالان بازار و سرمایهگذارها و منافع و حقوق آنها ارزش و توجه قائلیم و این تفکر در تصمیماتم لحاظ شد و در پذیرش ها و عرضه سهام شرکت ها چرا که براین باورم فردی که دربازار سهم میخرد قرار است با ما بماند.به رئیس سازمان سازمان خصوصی سازی هم گفتم شما سهام شرکت ها را می فروشید و می روید اما ما قرار است بمانیم و با مردم کار کنیم.
در این رابطه هم رویایی فکر نکردیم چرا که می دانستیم شرکت های دولتی با موانعی برای حضور در بورس مواجه اند . فکر کردیم که چطور میشود شفافسازی را بهینه کرد. ادعا نمیکنم خیلی شفافسازی شده اما معتقدم که خوب کار شده . در رابطه با روان کردن بازار هم خیلی خوب کار کردیم.
ما تیم خوبی در هئیت مدیره داشتیم. یکی از ویژگی های این هئیت مدیره در دو سال این بود که همه دنبال حل مسئله بودند نه حاشیه. در هیئت مدیره جلسات پر بحثی داشتیم اما از در که بیرون میآمدیم همه حرف ها و بحث ها را فراموش میکردیم. هرکس جلسه را میدید فکر میکرد ما تا 2 ماه با هم حرف نخواهیم زد.کارها را شخصی نکردیم و تمرکز روی کار بود. آنها هم افراد فهمیده و با درکی بودند.
موضوع بعدی بحث استقلال بورس از هیئت مدیره بود که تا حد زیادی عملی شد و این طور نبود که اعمال نفوذ به نفع کسی صورت بگیرد و انصافاً هیچکس خواستههای مطرح نکرد.
فارس: حتی خواسته گروهی ؟
رحمانی: اصلا".
فارس: شما اجازه ندادید؟
رحمانی: اصلاً مطرح نشد تا اجازه داده شود. مثلاً در مورد تعیین کارمزد کارگزاران همه بحث کردند و همانجا با شوراها و افراد مختلف جلسه گذاشتیم و تصمیمگیری کردیم و تمام شد و اعضاء هئیت مدیره توقع خاصی نداشتند.
هر بحثی که احساس میکردم بازار باید بداند و در هیئت مدیره مطرح میشد قبل از جلسه هئیت مدیره در سایت میگذاشتم تا یک گروه از بقیه بیشتر نداند.مثلاً صورتهای مالی بورس را که دوشنبه در جلسه مطرح میشد که سودش مشخص است شبانه در سایت میگذاشتیم گاهی اوقات هم برخی انتقاد میکردند که چرا طرح هایی را که به نتیجه نرسیده اعلام میکنید که میگفتم اگر قرار است عرضه، پذیرش یا تقاضایی صورت گیرد همه باید بدانند. شفافیت زیاد بود و ما کسی را نامحرم نمیدانستیم.
فارس: پس معتقدید تضاد منافع مطرح نیست؟
رحمانی: تضاد منافع به درستی تبیین نشده است.یک بحث تضاد منافع در بورس است .تصور ما هم چیز دیگری بود در حالی که گزارش مقام ناظر بورس استرالیا میگوید تضاد منافع تجاری با مسئولیت های نظارتی بورس در ذات خود تضاد منافع دارد.چون گاهی اوقات به عنوان شرکت بورس باید درصدد حفظ منافع سهامداران بود و باید کاری کرد که حجم معاملات و عرضه ها افزایش یابد و از طرفی باید مسئولیت های نظارتی را درست انجام داد تا بازیگران بازار کار خود را به درستی انجام دهند و کسی ضرر نکند.
در استرالیا نظارت بر بازار مستقل شده و کمیته نظارت بر بازار تشکیل شده اما هیئت مدیره شرکت داستان خاص خودش را دارد و هیچ کس در این هئیت به دنبال منافع شخصی و گروهی نبود و همه مباحث مطروحه منطقی بود. اگر هم کسی مخالف موضوعی هم بود دلایل خود را میگفت و دلایل به نقد کشیده می شد و طبق نظرات همه افراد تصمیمگیری و بحث تمام میشد. بحث اساسی این بود که هئیت مدیره شرکت بورس در اجرا مسئلهای نداشت و اینگونه نبود که در مرحله اجرا کسی تماس بگیرد و خواستار انجام کاری باشد .
فارس: یکی از نگرانیهای افکار عمومی بازار سرمایه به هنگام انتخاب مدیر عامل شرکت بورس این بود که شخص مدیرعامل به نوعی زیر بلیط سازمان بورس خواهد بود و در اصل مجری طرحهای این سازمان خواهد شد. این موضوع را چطور پاسخ میدهید؟
رحمانی: سازمان بورس و اوراق بهادار با توجه به مقام ناظر بودن باید بر عملکرد شرکت بورس نظارت داشته باشد که در جایگاه خود درست است .
فارس: اما تحتنظر بودن یک چیز است اعمال نظر چیز دیگر.
رحمانی: واقعیت امر این است که مسئولان سازمان بورس برای تثیبت جایگاه شرکت بورس بسیار کمک کردند و در استقرار شرکت زمینه های مورد نیاز را فراهم اوردند اما این که اعمال نظری وجود داشته باشد چنین نبوده و نیست. بورس یعنی بازار قانون مدار و نظامند و تحت نظارت که باید مقررات در آن رعایت شود و در حالی نظارت پذیری در کشور اندک است که بورس را باید در قالب خود و وظایف مربوطه دید و بر همین مبنا، طی این دو سال به خاطر اینکه برنامهها و اهداف اجرایی شود، شرکت بورس فراتر از وظایف فعالیت کرد و به عنوان مدیر عامل شرکت بورس در این مدت از ارتباط منطقی و مطلوبی با مسئولین سازمان بورس برخوردار بودم و مسائل مربوطه به درستی انجام میشد.
این هم قابل درک است که سازمان بورس و اوراق بهادار مسئول پاسخگو است و به همین دلیل باید نظارت هایی را بر عملکرد دیگر ارکان بازار سرمایه داشته باشد.
منبع :خبرگزاری فارس